سرماخوردگی مامانی
سلام قند عسل مامانی خوبی عزیزم؟امیدوارم همیشه خوش باشی
من دیروز سرماخوردگیم کمی شدیدتر شد و بابایی اومد منو برد دکتر دارو و آمپول که اول نگرفتمش بعد که اومدم خونه راضی شدم برم بزنم اخه ببخشیدا مامانی خیلی میترسه باورت نمیشه اخرین باری که پنی سیلین به اجبار مامانم زدم یادم نیست چون من اهل آمپول نیستم دارو بیشتر میخورم اما این بار فقط فقط به خاطر تو رفتم پنی سیلین بعد 10 ،12 سالی زدم دم خانومه گرم که خیلی خیلی خوب زدش یه دونه هم امروز میخوام برم بزنم
حالا بابایی رفته کلی میوه خریده که بخورم زودتر خوب بشم تا خدایی نکرده تو مریض نشی البته این سه روزه ماسک جلوی دهنم میزارم و خیلی خیلی ناراحتم که نتونستم زیباترین هدیه الهیم رو ببوسم
پسرم همیشه مراقب خودت باش چون مامانی و بابایی طاقت دیدن اذیت شدن تو رو ندارن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سرماخوردگی مامانی
